نویسنده: آسیه گلچین

اگر با روش سی بی تی سعی کرده باشید افکار منفی تان را دربیاورید حتماً متوجه شده اید ممکن است برای بعضی ها خیلی خوب بوده و خیلی نتیجه گرفته اند – بعضی ها ممکن است نتوانسته باشند افکار منفی شان را دربیاورند یا خیلی برایشان سخت بوده و یا بعضی ها افکار منفی شان را درآورده اند ولی می گویند هر کار می کنم نمی توانم عوضش کنم . در این مورد باید مسئله ریشه ای تر حل شود . مثلاً کسی که دائم خودش را با دیگران مقایسه می کند و احساس حقارت می کند و گذشته از این که بعد از مقایسه کردن افکار منفی به ذهنش میرسد که باید اصلاح بشود ، اصلاً چرا خودش رو دائم مقایسه میکند ، یا فردی که نمی تواند ارتباط برقرار کند چون ترس از صمیمی شدن دارد ترس از طرد شدن ، این ترس ها از کجا آمده  ؟در مدل درمانی طرح واره ما سعی داریم مشکلاتمان را پیدا کنیم . اینکه فرد چه گذشته ای داشته و بزرگ شدن در چه خانواده ای باعث بوجود آمدن چه مشکلاتی در افراد می شود.

نیازهای هیجانی انسان

همۀ ما انسان ها دارای پنج نیاز هیجانی پایه ای هستیم : ۱) نیاز به دلبستگی ایمن ۲- نیاز به خود گردانی ۳-آزادی در بیان سالم نیازها و هیجان ها ۴- نیاز به خود انگیختگی و تفریح ۵- نیاز به محدودیت های واقع بینانه ( خویشتن داری)

این نیازها پایه است یعنی اینکه همگانی ، همه آدمها این نیازها را دارند. هیچ انسانی نیست که صددرصد همه نیازهایش به صورت سالم ارضاء شود . پس همه انسان ها ناکامی در نیازهایشان را دارند . این نیازها چه جوری ناکام می شوند؟ :

  • افراط زیادی ، خیلی آزاد باشد ، خیلی تفریح کند
  • تفریط : آنقدر کم نیازهاش برآورده بشود که عقده ای بشود
  • الگو برداری های غلط از والدین و محیط
  • گاهی رویدادهای تروماتیک که فرد را از مسیر رشد منحرف می کند . مثل تجاوز- تصادف- سیل

وقتی نیازهای ما ناکام میشود محصول آن این است که یک هیجان منفی به فرد دست میدهد که در حافظه هیجانی ذخیره میشود . همه ما یک حافظه هیجانی داریم (آمیگدال) موقعی که کودک به دنیا می آید حافظه هیجانی اش مثل یک فرد بزرگسال عمل میکند دقیقاً همه چیز را حس می کند. مثلاً اگر پدر و مادر جلوی نوزاد دعوا کنند هیجانات رو کاملاً حس میکند .هر چند نفهمد که الان علت دعوا چه بوده یا چه اتفاقی افتاده.

حافظه هیجانی

خصوصیات حافظه هیجانی :

  • منفی است . چون فرد نیازهایش برآورده نشده و ناکام شده هیجان منفی تولید شده .
  • ناهشیار است . چون اتفاقات در کودکی افتاده در ناهشیار است الان به آن آگاه نیستند .
  • پایدار است. هیچ گاه پاک نمیشود فقط کمرنگ میشود.
  • تصویر کلی و خاص از رویدادهاست .

مثلاً فردی که در کودکی پدری داشته که بد اخلاق بوده – دائم داد می زده و دعوایش می کرده و مثلاً باباش کچل هم بوده تصویری که کودک از پدرش توی ذهنش است و احساس خوبی هم به اون نداره در بزرگسالی ممکن است هر آدم کچلی که میبیند خود به خود از او بدش بیاید. علت این که ما از یک سری آدم ها بدمان میاید بدون هیچ علت خاصی بر میگردد به چیزهایی که در ناهشیارمان است.

  • پویا است : یعنی رویدادهای بعدی اون هیجانات پایه را هی تقویت می کند .

ما به اون ساختار هیجانی که منفی – ناهشیار- پایدار ، کلی و مبهم و پویا است و در اثر ناکامی در ارضا نیازهای پایه شکل گرفته است می گوییم طرح واره .

پنج نیاز پایه داشتیم پس پنج گروه طرح واره داریم . طرح واره ها بر اساس ۱- تجارب منفی اولیه دوران کودکی ۲- استعداد مزاجی یعنی همان خلق و خویی که کودک دارد . شکل می گیرد

نیاز به دلبستگی ایمن

 

یعنی کوک نیازهایی مثل عشق و محبت و دوست داشته شدن ، نیاز به امنیت و ثبا را دریافت کند . و اگر این نیازها در او ارضا نشود منجر به وجود امدن پنج طرحواره در او می شود :

۱- طرح واره رها شدگی :

شعار : خواهش می کنم من را تنها مگذار

این افراد از روابط اجتناب می کنند به دلیل ترس ازدست دادن می گویند وقتی با یکی هستیم خیلی دل می بندم و وقتی جدا می شوم خیلی اذیت می شوم پس بهتر است وارد رابطه نشوم .به کوچکترین نشانه های جدایی اطرافیانشون واکنش افراطی نشان میدهند . مثلاً کافیه که نامزدشان مثل قبل با آنها گرم نباشد احساس نگرانی شدید در مورد رفتنش می کنند.ناتوانی در تحمل جدایی های کوتاه مدت : مثلاً اگر همسر یا فرزندش میرود سفر هزار بار زنگ می زنند و نگرانند شک و تردید به تعهد همسر: همیشه فکر میکند به او خیانت می کند.در قبال رفتارهای منفی همسرشان معمولاً یا قهر می کنند یا کناره گیری می کنند .این افراد در روابط نزدیکشان سرمایه گذاری عاطفی زیادی می کنند و این باعث میشود به نوع برخورد آن آدم حساس بشوند و به نوعی می خواهند تمام محبت و دوست داشته شدن را از همان یک نفر بگیرند.این افراد همیشه انتظار دارند نزدیکانشان را از دست بدهند و معتقدند بالاخره افراد نزدیکشان بیمار می شوند و  می میرند ، یا به خاطر یک نفر دیگه آنها رو ترک میکنند آنها همیشه در حالت ترس و نگرانی زندگی می کنند و مدام گوش به زنگ علامتی هستند حاکی از اینکه دیگران آنها رو ترک می کنند.این مواردی که گفتیم ممکن است  فقدان واقعی باشد یا خیالی باشد . مثلاً همسرش خیلی آدم متعهدی هست ولی این مدام توی ذهنش تصور می کند که به او خیانت کرده . اگر افراد نزدیکشان آنها را مدت کوتاهی تنها بگذارند خیلی آشفته می شوند .

رفتارهای شاخص : وابستگی افراطی به افراد مهم زندگی ، انحصار طلبی و کنترل کنندگی ، سرزنش دیگران به خاطر رها کردن آنها ،حسادت ، رقابت با رقیب های عشقی . که دلیل تمام این رفتارها ترس از این است که مبادا دیگران من را تنها بگذارند و برخی از این افراد به دلیل جلوگیری از درد ناشی از فقدان از برقراری روابط صمیمانه خودداری می کنند.در یک حالت دیگر ممکن است برعکس به تعهدات خودشان در روابط عاشقانه پایبند نیستند و دلیلشان این است که میگویند به این علت با چند نفر هستم چون اگر یکی شان را از دست دادم تنها نشوم.این افراد اغلب دچار عشق های آتشین می شوند یا برخی از آنها ممکن است خودشان رو مجبور کنند که هر کاری که بقیه از آنها می خواهند را انجام بدهند که مبادا من را تنها بگذارد.فکر می کنند اگر دیگران آنها را تنها بگذارند نمی توانند به تنهایی از پس زندگی بر بیاند و یا در حالتی این نگرانی رو دارند که اگر دیگران به نقص و کمبودهای من پی ببرند من رو ترک می کنند.

ریشه های طرح واره :

۱- از دست دادن والدین در سنین کودکی ، هر چه سن از دست دادن پایین تر باشه عواقب مخرش عمیق تر است .

۲- یکی از والدین تان شما را در کودکی ترک کرده باشد( طلاق والدین )

در سن کودکی مادرتان برای مدت طولانی از شما دور بوده – در کودکی شما با پرستار بزرگ شده اید یا اگر قراراست بچه با پرستار بزرگ شود نباید مدام پرستار عوض شود باید یک نفر ثابت باشد تا بچه بتواند به او دل ببندد.  یا افرادی که در پرورشگاه بزرگ میشوند.

بزرگ شدن با مادر بی ثبات و دمدمی مزاج یا مادر عصبانی ، افسرده یا به نوعی دائم در معرض بی توجهی و غفلت قرار گرفتن – در کودکی والدین شما از هم جداشده اند یا جنگ ودعوا بین آنها گاهی آنقدر بالا گرفته که شما مدام نگران بودید مبادا از هم جدا بشوند.

شما پس از یک دوره جلب توجه والدین به طور اساسی مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفتید . مثلاً به دلیل تولد خواهر یا برادر و یا ازدواج مجدد یکی از والدین شما توجه والدین رو از دست دادید.

حمایت افراطی والدین و نزدیکی بیش از حد به بچه ، والدین مضطرب که نمی گذارند آب توی دل بچه تکان بخورد باعث میشود کودک هیچ موقع یادنگیرد با مشکلات خاص دوران کودکی دست و پنجه نرم کند و همه این عوامل باعث میشود که تحمل تنهایی برای فرد سخت و طاقت فرسا باشد .

۲- طرح واره بی اعتمادی و بدرفتاری :

شعار : من نمیتوانم به شما اعتماد کنم

این افراد انتظارشان این  است که اطرافیان آنها به آنها صدمه می زنند یا بدرفتار می کنند و دائم در این هول و هراس هستند که دیگران سرشان کلاه می گذارند ، دروغ می گویند ممکن است رو دست بخورند ، تحقیر بشوند دیگران به آنها آسیب بزنند یا از آنها سوء استفاده کنند . این افراد به درستی و صداقت دیگران اعتماد ندارند و سخت نگران این مسئله هستند به دیگران سوء ظن دارند از آنها فاصله می گیرند ، گاهی اوقات احساس می کنند که دیگران عملاً به آنها ضرر می زنند در حالت دیگه ممکن است فکر کنند دیگران تنها به فکر خودشان هستند و مهم نیست برای نیازهای خود به دیگران ضربه بزنند و در بدترین حالت اعتقاد دارند مردم شیطان صفت و دیگر آزارند و برای لذت طلبی به دیگران ضربه می زنند . در افراطی ترین حالت این افراد معتقدند دیگران می خواهند آنها را عذاب دهند و از نظر جنسی از آنها سوء استفاده کنند.

این افراد اصلاً مایل به ایجاد روابط صمیمی نیستند افکار و احساسات خصوصی خودشان را با دیگران درمیان نمی گذارند ، زیاد به دیگران نزدیک نمی شوند در برخی موارد بعضی از آنها  برای اینکه پیشگیری کنند از اینکه مبادا دیگران با آنها بدرفتاری نکنند یا گولشون بزنند این کار را با دیگران انجام می دهند و دیگران را گول     می زنند قبل از اینکه گول بخورند ، بدرفتاری می کنند قبل از اینکه با آنها  بدرفتاری شود .

دائم در حال آزمایش کردن دیگران هستند و دارند شواهد جمع می کنند که ببینند آیا مردم ارزش اعتماد کردن را دارند . تدر ارتباطشان حالت حمله دارند و حس خصومت و دعوا و کینه توزی دارند . رابطه آنها با دیگران سطحی و تظاهر آمیز است . فکر میکنند همه ریگی به کفششان دارند و اینها به انگیزه های پنهان دیگران پی می برند .در مقابل بدرفتاری دیگران احساس درماندگی می کنند و نمی توانند در مقابل بدرفتاری دیگران از خودش دفاع کنند ، ذهن خوانی و قضاوت عجولانه بالایی دارند.

ریشه های طرح واره :

کتک خوردن توسط یکی از اعضای خانواده در کودکی – یکی از اعضای خانواده تان در کودکی از شما سوء استفاده جنسی کرده یا ناخواسته شما را وادار به تحریک جنسی کرده است . کلاً سوء استفاده در دوران کودکی حالا چه به صورت کلامی – جنسی ، عاطفی و جسمانی یا مشاهده این موارد هتک حرمت در کودکی چه به صورت کتک خوردن یا شدیدآً تحقیر شدن و توهین شدن – افراد خانواده تان قابل اعتماد نبودن مثلاً اسراری که شما به آنها گفته اید را فاش کردند ، از نقاط ضعف شما برای سلطه گری استفاده کردند ، سر شما کلاه گذاشتند ، به شما دروغ می گفتند و به قول و قرارشان پایبند نبودند ، در حالتی ممکن است فردی از اعضای خانواده شما از رنج شما لذت می برد – با تهدید و تنبیه وادار به انجام کاری می شدید که دوست نداشتید – یکی از والدین تان دائم به شما هشدار می داده که به هیچ کس غیر از اعضای خانواده اعتماد نکنید- افراد خانواده علیه یکدیگر جنگ داشتن ، خانواده میدان جنگ بوده-  افراد یک سری لقب های آزار دهنده به شما نسبت می دادند و با اون لقب شما رو مسخره یا ناراحت می کردند – یکی از والدین شما برای نشان دادن صمیمت جسمانی از روش های نامناسب یا آزاردهنده استفاده کرده مثلاً به زور بغل کردن و بوسیدن مجموعه این عوامل باعث میشود فرد احساس کند همه دشمنش هستند و می خواهند به او آسیب برسانند .

۳- طرح واره محرومیت هیجانی:

شعار : هیچ کس مرا دوست ندارد، درک نمی کند

این افراد احساس می کنند از لحاظ هیجانی همیشه با محرومیت مواجه بودند . به قدر کافی محبت ، صمیمیت توجه دریافت نکرده اند ، احساس می کنند هیچ کس نیست که آنها را راهنمایی کند ، کسی آنها را درک نمی کند.

و تنها هستند ، آنها ممکن است احساس پوچی ، بی معنایی و محرومیت از محبت کنند . ما سه نوع محرومیت داریم:

  • محرومیت از محبت : این افراد حس می کنند هیچ کس نیست تا از آنها محافظت کند و به آنها توجه کند یا از محبت های مثل لمس شدن و در آغوش گرفته شدن محرومند.
  • محرومیت از همدلی : این افراد احساس می کنند هیچ کس نیست به حرف دل آنها گوش بدهد یا تلاش کند که بفهمد آنها کی هستند و چه احساسی دارند.
  • محرومیت از حمایت : این افراد احساس می کنند هیچ کس نیست آنها را تحت حمایت خویش بگیرد و راهنمایی کند . حتی وقتی از دیگران حمایت و راهنمایی بسیاری کسب میکنند باز هم این احساس را دارند.

این افراد از روابط صمیمی کناره گیری می کنند زیرا اصلاً انتظار روابط صمیمی را ندارند . گاهی برخی افرادی که این طرح واره را دارند بسیار پرتوقع هستند و وقتی نیازهایشان ارضا نشود عصبانی می شوند . آنهایی که در کودکی محرومیت هیجانی داشته اند و لوس بار اومده اند دیگران باید نیازهای آنها را برآورده کنند و معتقدند دیگران به هر طریقی شده باید انتظارات آنها رو برآورده کنند. این افراد نمی توانند نیازهایشان را به همسرشان ابراز کنند – اگر از کسی دلخوری یا رنجشی پیدا می کننذ نمی توانند بیان کنند- انتظارات و خواسته های خودشون رابیان نمی کنند یا به طور غیر مستقیم بیان می کنند که دیگران متوجه نمی شوند .

ریشه های طرح واره محرومیت هیجانی :

داشتن مادر نامهربان و سرد مهر و بی عاطفه – مادری که کودک رو به اندازه کافی بغل نمی کنه و او را در آغوش نمی گیرد – کودک احساس نمیکند از سوی افراد مهم زندگی اش دوست داشته شود و ارزشمند است – مادر به اندازه کافی برای کودک وقت نمی گذارد و به کودک توجه نمی کند – مادری که اصلاً از نیازهای کودک آگاه نیست و برای او همدلی کردن با دنیای کودک سخت است . مادری که نمی تواند کودک را آرام کند ، بنابراین کودک نمی تواند خودش را آرام کند یا تسکین دهد و دیگران را بپذیرد .

والدینی که کودک ردراهنمایی نکردند یا حس جهت مندی را در او تقویت نکرده اند – والدی که فرد مستقل و قدرتمندی نبودند که کودک به او پناه ببرد- والدینی که احساسات خودشان را با بچه ها در میان نمی گذارند .

۴- طرح واره انزوای اجتماعی :

شعار : من وصله ناجور هر جمعی هستم

افرادی که معتقدند با بقیه خیلی فرق دارند . آنها به هیچ گروهی احساس تعلق خاطر نمی کنند . احساس     می کنند منزوی شده اند . هر کسی که احساس کند متفاوت از دیگران است که ممکن است  مثلاً فردی خیلی باهوش باشد یا اعضای خانواده های خیلی مشهور ، خانواده های پولدار یا خانواده های فقیر ، افرادی که خیلی زیبا یا خیلی زشت هستند ، مردان و زنان هم جنس باز – افرادی که ناتوانی های جسمی دارند – کودکان یتیم و بی سرپرست.

این افراد معمولاً در حاشیه می مانند یا از وارد شدن به گروهها اجتناب می کنند و بیشتر به فعالیتهایی تمایل دارند که مستلزم گوشه گیری و تنهایی است . این افراد معمولاً روابط صمیمی اندکی دارند یا به کل ارتباطشان را با تمام افراد قطع کرده اند.

ریشه های این طرح واره :

شما به دلیل ویژگی های ظاهریتان ( مثل قیافه ، قد ، لکنت زبان ) نسبت به هم سن و سالهای خودتان احساس حقارت می کردین . بچه ها شما را دست می انداختند ، شما را مسخره می کردند یا حتی به خاطر این ویژگی های ظاهری باعث آزار شما می شده اند .خانواده شما با همسایه ها و اطرافیان خیلی فرق داشت – شما با سایر بچه ها یا حتی اعضای خانواده تان خیلی فرق داشتید. شما کودکی آرام و گوش به فرمان بودید و همیشه طبق انتظارات دیگران رفتار می کردید و هیچ گاه به علایق خودتان اهمیت نمی دادید و الان هم احساس می کنید اصلاً در روابط اجتماعی عددی به حساب نمی آیین .

۵- طرح واره نقص- شرم :

شعار :  من بی ارزشم

این  افراد معتقدند ناقص ، معیوب ، حقیر ، بد ، بی ارزش یا دوست نداشتنی هستن- اغلب در وجودشان احساس شرمندگی می کنن – اغلب تمام ویژگی های شخصیتی خودشان را با این دید نگاه می کنند که ناقص است . آنها معتقدند آدم هایی بی نهایت عصبانی ، نیازمند ، تنبل ، بد عنق ، کسل کننده ، عجیب و غریب ، مطیع ، چاق یا لاغر ، دراز یا کوتاه و ضعیف هستند. ممکن است که تمایلات پرخاشگرانه و جنسی غیر قابل پذیرشی داشته باشند . این افراد از برقراری رابطه با دیگران می ترسند چون می ترسند مبادا نقص هایشان برملا شود- می ترسند مبادا هر لحظه مردم نقص های من را ببینند  این حادثه باعث شرمندگی من شود- در روابط صمیمی و اجتماعی احساس نقص و بی کفایتی می کنند . این افراد ممکن است به دیگران اجازه بدهند که باه آنها بدرفتاری کنند یا حتی به آنها توهین کنند-  این افراد به انتقاد یا طرد حساسیت و واکنش زیادی نشان میدهند- اغلب کمرو هستند- خودشان را خیلی با دیگران مقایسه می کنند – در کنار دیگران احساس ناامنی می کنند – به ویژه وقتی در کنار افرادی قرار می گیرند که احساس می کنند آدمهای بی عیبی هستند یا افرادی که ممکن است عیب ها و نقص های آنها را متوجه بشوند نمی تواند دوست پیدا کند و توانایی اجتماعی شان را  نشان بدهد- همیشه احساس شرم دارند از این کمبود- این افراد خودشان را قبول ندارند و چالش گریز و ریسک گریز هستند و احساس می کنند لیاقت عشق کسی رو ندارند.

ریشه های طرح واره :

یکی از اعضای خانواده تان سخت انتقادگر و بد دهن بوده و یا شدیداً شما رو مواخذه می کرده است و تمام گفتارها و رفتارهای شما از ترکش انتقادها و تنبیه ها در امان نبوده است- والدین ایراد گیر و عیب جویی که مدام گیر می دادند و ناارزنده سازی می کردند – ناارزنده سازی یعنی این که محاسن بچه  را اصلاً نمی بینند ولی ضعف هایش دقیق و زیر می بینند و مدام به رخش می کشند.

والدینی که مداک کودک را ناامید و سرخورده می کنند – اگر از طرف پدر یا مادر یا هر دو آنها طرد شده اید و والدین محبت شان را از شما دریغ کرده اند- یکی از اعضای خانواده از نظر جسمی و جنسی یا عاطفی با شما بدرفتاری کرده است . در خانواده تمام اشتباهات را گردن شما انداخته اند-  والدین مدام به شما گفتن که بی ارزش و نالایق هستید و به درد هیچ کاری نمی خورید. بارها نامنصفانه با خواهران و برادران خود مقایسه شده اید و والدین آنها را به شما ترجیح دادند.