3- برای مطالعه هریک از انواع آینده‌ها با تأکید حاضر بر آینده‌های ممکن، محتمل، و مرجح (که شامل آینده‌ی مطلوب یا چشم‌انداز هم می‌شود) رویکرد، روش‌شناسی، و ابزارهای ویژه‌ای وجود دارد. آمارابا نگرش به معرفت‌شناسی مطالعه‌‌ی آینده، سه رویکرد را بهمطالعه‌ی آینده پیشنهاد کرده، که به عنوان رویکردهای عام مطالعه‌ی آینده جا افتاده‌اند و عبارتند از (۱) رویکرد آینده‌پرداز ، (۲) رویکرد اکتشافی، و (۳) رویکرد هنجاری [۱۷].

. رویکردهای دیگری هم توسط آینده‌پژوهان پیشنهاد شده است. یکی از تازه‌ترین آن‌ها از آنِ عنایت‌الله است که آینده‌پژوهی را به چهار شاخه یا گرایش تقسیم می‌کند: (۱) آینده‌پژوهی پیش‌بینانه، (۲) آینده‌‌پژوهی تعبیری (فرهنگی)، (۳) آینده پژوهی انتقادی، و (۴) آینده‌پژوهی مبتنی بر یادگیری از طریق عمل. برای کسب اطلاعات بیشتر در این‌باره، ر ک [۲۱].

. رویکرد آینده‌پرداز (visionary approach) به کشف آینده‌های ممکن می‌پردازد، و خود از دو شاخه‌ی فرعی مطالبات آرمان‌شهری و داستان‌نویسی علمی تخیلی تشکیل می‌شود.

. رویکرد اکتشافی (explorative)، که با نگرش به موضوعات نوپدید، نیروها و پیشران‌های تغییر (شامل روندها) به کشف آینده‌های محتمل می‌پردازد.

رویکرد هنجاری (normative)، که بر پایه‌ی ارزش‌ها و هنجارهای فرد و تا حدی مستقل از وضع موجود به “طراحی” آینده‌ی مطلوب یا چشم‌انداز در افق زمانی مورد نظر می‌پردازد، و سپس از طریق تکنیک موسوم به پس‌نگری (backcast)‌ که ضد پیش‌بینی (forecast) ‌است، به سمت عقب و تا وضع موجود (= واقعیت) پیش می‌آید و این سوال را از دیدگاه برنامه‌ریزی راهبردی مطرح می‌کند که ما چگونه باید واقعیت موجود را تغییر دهیم تا چشم‌انداز ما از بطن آن بتواند بجوشد؟

  1. گلن و گوردن نیز در “دانشنامه‌ی بزرگ روش‌های آینده‌پژوهی“، ۳۶ روش عمده‌ی مطالعه‌ی آینده را معرفی کرده‌اند [۱۹]. هریک از روش‌های عمده از تکنیک (یا فنون) گوناگونی بهره می‌برند، که شمار آن‌ها روی‌هم رفته به بیش از ۱۰۰ مورد می‌رسد [۲۰].

۴- این معنی که از لحاظ درک منطق آینده‌پژوهی اهمیت زیادی دارد، پی‌بردن به روش عمومی کشف آینده است که توسط آینده‌پژوهان به کار می‌رود. ادوارد کورنیش، آینده‌پژوه آمریکایی که ید طولایی در ساده‌سازی مفاهیم، کارکردها، و کاربردهای آینده‌پژوهی برای افراد غیرمتخصص در این حوزه دارد، با استفاده از استعاره‌ی “آینده به مثابه‌ی سرزمینی نو که باید کشف شود”، روشی را با بهره‌گیری از روش مورد استفاده‌ی کاشفان سرزمین‌های نو ابداع کرده است که می‌توانید آن را در کتاب “آینده‌پژوهی پیشرفته” به قلم او بخوانید [۲۱]. در این استعاره‌ی گویا،‌آینده‌یک سرزمین کشف‌ناشده‌ی پهناور با بخش‌های گوناگون است که کاشفان آن، به شرطی که بخواهند کارشان کامل باشد، باید همه‌ی بخش‌های کلیدی آن را کشف کنند.

با توجه به انواع آینده‌ها که تاکنون شناخته‌اید، کل سرزمین آینده با همه‌ی گستردگی خیره‌کننده‌ی آن “آینده‌های ممکن”، بخشی از آن که به ما نزدیک‌تر و برای ما ملموس‌تر است “آینده‌های محتمل”، و بخش دیگری که سکونت و یا کسب‌وکار در آن‌ها را با نگرش به اهداف و منافع خود بر دیگر بخش‌ها ترجیح می‌دهیم، “آینده‌های مرجح” نامیده می‌شوند. مطلوب‌ترین پاره از این بخش آخر را “آینده‌ی مطلوب” می‌نامیم، جایی که سکونت و یا کسب‌وکار در آن را با منویات قلبی و ارزش‌های اساسی خود موافق می‌یابیم. دیگر بخش‌های سرزمین آینده ـ هم‌چون سناریوها و شگفتی‌سازها ـ را هم می‌توانیم بر همین قیاس ببینیم. سناریوها در واقع قطعاتی از سرزمین آینده هستند که با نگرش به دو عامل “وضع موجود ما” و “نیروهای پیشران حاکم بر ما” از جمله روندها و غیره، ما منطقاً به سمت سکونت یا کسب‌وکار در آن‌ها رانده می‌شویم. این قطعات طیفی از قطعات بسیار عالی تا بسیار بد را شامل می‌شوند. وظیفه‌ی سیاستگذاری/ و برنامه‌ریزی این است که با اتخاذ تدابیر درست، ما را به سمت قطعات مطلوب (سناریوهای مرجح) پیش ببرند و از غلطیدن در قطعات ناخوشایند مصون بدارند. سرانجام، شگفتی‌سازها آن تکه‌هایی از سرزمین آینده هستند که احتمال مواجهه ما با آن‌ها ـ به دلایل گوناگون ـ بسیار کم است، اما اگر با آن‌ها مواجه شویم، زندگی و یا کسب‌وکار ما به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. ممکن است این تکه‌ها سرشار از ثروت‌های پنهان و آشکار و یا تهدیدها و مخاطرات جدی برای ما باشند.

 

۳-نسبت آینده‌نگاری با آینده‌پژوهی

حال که اجمالاً با منشاء اجتماعی آینده‌پژوهی، تعریف، انواع، و اهداف آن آشنا شدید، این سوال پیش می‌آید که آینده‌نگاری چه نسبتی با آینده‌پژوهی دارد؟ در پاسخ به این پرسش دو دیدگاه نسبتاً متفاوت وجود دارد.

دیدگاه شایع نخست که ما نیز بر آن صحه می‌گذاریم، بر این باور است که مطالعه‌ی آینده با هدف شکل‌بخشیدن به آینده‌ی مطلوب، دو ساحت نظری (علمی) و عملی (کاربردی) دارد؛ آنچه که در مورد بسیاری از حوزه‌های دانشی امروز و حتا دانش‌های سنتی مانند حکمت و اخلاق نیز صادق است. وجه نظری یا علمی مطالعه‌ی آینده را آینده‌پژوهی می‌نامند که حوزه‌ی مورد علاقه‌ی دانشمندان مربوط است و ماهیتی دانشگاهی دارد. موضوع این علم، مطالعه و توسعه‌ی مبانی معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، روش‌شناسی‌ها و فنون مطالعه‌ی آینده است. به عنوان مثال، در بحث مبانی آینده‌پژوهی هم‌اکنون بحث بر سر این است که آیا آینده‌پژوهی رایج ما که برچسب “علمی” دارد، تنها راه کسب معرفت درباره‌ی آینده است، یا روش‌های دیگری ـ به تناسب هر فرهنگ و تمدن ـ برای این منظور وجود دارد؟ اگر فرض کنیم که آینده‌پژوهی علمی ـ که در واقع باید آن را آینده‌پژوهی مدرن یا غربی نامید، تنها راه ممکن برای نفوذ معرفتی در آینده است، آنگاه مثلاً آینده‌پژوهی اسلامی جایی در سپهر مطالعات آینده نخواهد داشت. اما خوشبختانه پاسخی که اخیراً اکثر آینده‌پژوهان به پرسش بالا می‌دهند، متضمن این معناست که راه‌های کسب معرفت نسبت به آینده “متکثر” است، و آینده‌پژوهی علمی تنها یکی از راه‌های ممکن فهم آینده به شمار می‌آید. پیدایش آینده‌پژوهی تفسیری (فرهنگی) که قبلاً به آن اشاره شد، ریشه در همین دیدگاه دارد.

وجه عملی (یا کاربردی) مطالعه‌ی آینده، آینده‌نگاری نامیده می‌شود. به زبان ساده‌تر می‌توانیم آینده‌پژوهی را به دو حوزه‌ی نظری و عملی تقسیم کنیم، که حوزه‌ی نظری آن به اختصار آینده‌پژوهی و حوزه‌ی ‌عملی آن آینده‌نگاری نام گرفته است. از آنجا که نسبت یک حوزه‌ی علمی با حوزه‌ی کاربردی آن نسبت علم با فناوری است، بنابراین نسبت آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری، نسبت علم آینده‌پژوهی به فناوری آینده‌پژوهی خواهد بود. به همین دلیل است که گاهی آینده‌پژوهی را دستگاهی متشکل از “علم ـ فناوری” می‌دانند که موضوع آن مطالعه و خلق آینده‌ی مطلوب است.