۴- آینده‌نگاری راهبردی چیست؟

اصطلاح آینده‌نگاری راهبردی از ترکیب دو مفهوم آینده‌نگاری (Foresight) و راهبردی (Strategic) برساخته شده است. بنابراین، مناسب است که نخست هریک از این مفاهیم جداگانه وارسی و تعریف شوند. نخست آینده‌نگاری:

۱-۴. آینده‌نگاری چیست؟

معادل انگلیسی اصطلاح آینده‌نگاری، یعنی Foresightنخستین بار به وسیله‌ی اچ.جی. ولز، نویسنده‌ی آینده‌پرداز انگلیسی، به سال ۱۹۳۲م در بنگاه بی‌بی‌سی استفاده شد. او به بنگاه خبرپراکنی رسمی انگلیس فراخوانده شده بود تا یک “مرکز آینده‌نگاری” با تمامی دپارتمان‌های لازم برای این بنگاه بنا کند وکارشناسان لازم برای کار در این مرکز را نیز پرورش دهد. ولز همان اندیشه‌مندی است که اولین بار در سال ۱۹۰۵م ضرورت توسعه‌ی علم آینده‌پژوهی را متذکر شده بود. پر واضح است که اصطلاح آینده‌نگاری به مفهومی که در سال ۱۹۳۲ در قرارداد فیمابین ولز و بی‌بی‌سی آمده، ناظر بر آینده‌پژوهی است و نه آینده‌نگاری به معنایی که امروزه از آن فهمیده می‌شود. در آن زمان، بذر آینده‌پژوهی در انگلستان در حال رویش بود، و هنوز عنوان مناسب و مورد وفاقی برای آن وجود نداشت.

اصطلاح آینده‌نگاری اکنون به فرآیندی پیش‌بینانه اشاره دارد که تلاش‌ می‌کند تا چیزهایی درباره‌ی احتمالات آینده و گزینه‌های اقدام به ما بگوید. در حالی که (hind)sightبه فهم گذشته، و (in)sight (= بینش، بصیرت) به فهم حال مربوط است، (fore)sight با فهم نظام‌مند آینده سروکار دارد.

آینده‌نگاری و آینده‌پژوهی دو دانش در هم تنیده‌اند، و اصول راهنمای هر دو در بسیاری از موارد یکسان است [۲۶]، مثلاً این‌ که آینده قابل پیش‌بینی نیست، یا حداقل هنوز قابل پیش‌بینی نیست. برای پیش‌بینی آینده، در بهترین حالت می‌توانیم سناریوهای بدیل و پاره‌ای احتمالات را به پدیده‌های اجتماعی نسبت دهیم، زیرا پدیده‌های اجتماعی امروز بیش از آن پیچیده‌اند که بتوانیم آن‌ها را پیش‌بینی کنیم. هر دو حوزه‌ی آینده‌نگاری و آینده‌پژوهی هم‌چنین عقیده دارند که آینده از طریق اقدامات امروز ما ساخته می‌شود؛ و بخشی از آینده همین‌جا در ارزش‌ها، هدف‌ها، و پیشران‌ها و روندهای کنونی، و موارد دیگری که می‌توان آن‌ها را به طور نظام‌مند مطالعه کرد، مستتر است. دو ویژگی خاص و برجسته‌ای که هم در آینده‌نگاری و هم در آینده‌پژوهی وجود دارند، عبارتند از [۲۷]:

  • التفات به آینده‌های بلندمدتی که افق زمانی آن‌ها دست کم ۱۰ سال است (گرچه از این جهت استثناهایی برای کاربرد آینده‌نگاری به ویژه در شرکت‌ها و کسب‌وکارهای خصوصی وجود دارد).
  • توجه به آینده‌های بدیل. بسیار مهم است که بتوانیم مسیرهای بدیل پیشرفت در هر زمینه را بررسی کنیم، و تنها بر همان مسیری متمرکز نشویم که تداوم وضعیت جاری است و معمولاً “کسب‌وکار به روش معمول” نامیده می‌شود.[۳] کار در زمینه‌ی آینده اغلب به برساختن سناریوهای چندگانه نیازمند است. تولید این سناریوها، هم چنانکه در بخش فرآیند آینده‌نگاری راهبردی خواهید خواند، یکی از گام‌های اساسی در فرآیند خلق آن چیزهایی است که چشم‌اندازهای مثبت، سناریوهای موفقیت، و آینده‌های آرمانی نامیده می‌شوند. در برخی از موارد، سناریوها بخش عمده‌ای از خروجی یک کار آینده‌گرا را برمی‌سازند.

زمانی که از وجود پاره‌ای اشتراک‌ها بین آینده‌نگاری و آینده‌پژوهی حرف می‌زنیم، لابد به این معناست که باید تفاوت‌هایی هم بین آن‌ها وجود داشته باشد، و چنین است. بدیهی است ورود به ژرفای این تفاوت‌ها برای کارشناسانی که صرفاً می‌خواهند در فرآیندهای آینده‌نگاری و آینده‌پژوهی مشارکت کنند، الزامی ندارد، و بیشتر برای دانش‌پژوهان و دانش‌جویان این حوزه‌ها مفید است. و چون این مقاله ممکن است در دسترس طالبان این دو دانش قرار گیرد، خوب است اشاره‌ای به تفاوت‌های آن‌ها نیز داشته باشیم.

نخستین تفاوت آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری در منشاء به معنای ریشه و خاستگاه آن‌هاست [۲۷]. به عقیده‌ی کو اُسا ریشه‌های آینده‌پژوهی به جهت‌گیری انسان‌گرا[۴]ی آینده‌شناسی (Futurology) باز می‌گردد که در سال ۱۹۴۳ م به وسیله‌ی اُسیپ فلشتایم[۵] معرفی شد. کتاب وی (۱۹۷۲) باید به مثابه‌ی یکی از مؤثرترین عامل‌ها در پدیداری مفاهیم مدرنی چون آینده‌پژوهیِ “نرم، آینده‌پرداز یا آرمانگرایانه” دیده شود، که بازتاب آن را می‌توانیم در بسیاری از اهداف بزرگ سازمان ملل ببینیم. فلشتایم در این کتاب استدلال می‌کند که آینده‌شناسی باید برای حل مسائل بزرگ بشریت که در پی می‌آیند تلاش کند: (۱) جلوگیری از جنگ و تضمین صلح، (۲) مقابله با فقر، … (۴) ارتقای دمکراسی، (۵) جلوگیری از تخریب طبیعت و یافتن راه‌هایی برای حفاظت از طبیعت، و مانند آن. برای روشن‌شدن رویکرد آینده‌پژوهی، پنتی مالاسکا[۶] آن را حوزه‌ای ارزش‌ـ‌محور تعریف می‌کند.[۷] در مقابل، ریشه‌های آینده‌نگاری به مثابه‌ی جهت‌گیری فن‌‌سالارانه (تکنوکراتیک) آینده‌پژوهی باید در آینده‌نگاری نظامی و آینده‌نگاری فناوری نظامی که به ویژه در نهادهای تحقیقاتی نظامی آمریکا و اندیشگاه‌های این کشور هم‌چون اندیشگاه رند (RAND) در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ م انجام می‌شدند، جست‌وجو شود.

کو اُسا در ادامه‌ی بحث پیرامون تفاوت‌های آینده‌پژوهی و آینده‌نگاری و با این هدف که رویکرد اصلی آینده‌نگاری را مشخص کند، یادآور می‌شود که آینده‌نگاری در صدد آن است که هرچه بیشتر نظام‌مند، منطقی، مشارکتی، و برنامه‌ریزی‌محور یا مدیریت‌محور باشد، و در مقایسه با آینده‌پژوهی، کمتر ارزش‌محور به نظر آید [۲۸]. گروه آینده‌نگاری راهبردی، که یک نهاد مشاوره‌ای مطرح در این حوزه است، آینده‌نگاری را آمیزه‌ای از پیش‌بینی و بینش در مورد زمان حال می‌داند [۲۹]. در حالی که پیش‌بینی مستلزم روش‌شناسی‌های خاصی است که توسط رایانه نیز ممکن است، کسب بینش نیازمند درک و فهم عمیق همه‌ی ملاحظات و جوانب موضوعی است، که قرار است محمل آیند‌ه‌نگاری قرار گیرد، و این به وسیله‌ی رایانه امکانپذیر نیست. به سخن دیگر، آینده‌نگاری از طریق بکارگیری روش‌شناسی پیش‌بینی برای دستیابی به بینش و بصیرت توسعه یافته است.

راه دیگر برای تعریف آینده‌نگاری آن است که ریچارد اسلاتر ـ آینده‌پژوه سرشناس ـ ارائه داده است [۳۰]. وی آینده‌نگاری را فرایندی می‌داند که می کوشد تا مرزهای ادراک را از چهار طریق زیر گسترش دهد:

  • از طریق ارزیابی دلالت‌ها و پیامدهای اقدامات و تصمیم‌های ما در زمان حاضر (پیامدسنجی)
  • از طریق آشکارسازی و اجتناب از مسایل، پیش از آنکه به ظهور برسند (هشدار و مراقبت زودهنگام). این کار با استفاده از روش‌هایی چون دیده‌بانی موضوعات نوپدید، کشف نشانک‌های ضعیف تغییر، و پایش پیشروها انجام می‌شود.
  • از طریق پیش‌بینی رویدادهای آتی محتمل بر پایه‌ی نشانه‌ها و دلالت‌های موجود. (صورت‌بندی راهبردهای پیش‌دستانه)
  • از طریق تجسم و تصور جنبه‌های گوناگون آینده‌ی مطلوب (خلق سناریوها).

بسیاری از خبرگان حوزه‌ی آینده‌نگاری (و ما نیز) بر جنبه‌ی مشارکتی آن تأکید ویژه دارند، و آن را یکی از جنبه‌های اساسی آینده‌نگاری تلقی می‌کنند. این نکته به ویژه در کتاب “راهنمای عملی آینده‌نگاری منطقه‌ای” که به نام گزارش FORENشناخته می‌شود، تصریح شده است. خیلی از دست‌اندرکاران آینده‌نگاری، این کتاب را (که ان‌شاءالله به زودی توسط اندیشکده آصف به منظور تسهیل و ارتقای آینده‌نگاری راهبردی در برنامه‌ریزی‌های توسعه‌ی شهری و استانی در کشور منتشر می‌شود) تعریف “رسمی” آینده‌نگاری در اتحادیه‌ی اروپا می‌دانند [۳۱]:

آینده‌نگاری فرآیندی است نظام‌مند (سیستمیک)، مشارکتی، معطوف به گردآوری هوشمندی [راهبردی] آینده، و چشم‌اندازسازی در افق‌های زمانی میان ـ تا ـ بلندمدت با هدف تصمیم‌گیری بهتر در زمان حال و بسیج همکوشی در عمل (اقدامات جمعی). آینده‌نگاری برآمده از همگرایی روندهای پیشرفت اخیر در حوزه‌های “تحلیل سیاست”، “برنامه‌ریزی راهبردی”، و “آینده‌پژوهی” است. آینده‌نگاری، کنشگران کلیدی “تغییر و دیگر منابع را به منظور برساختن چشم‌اندازهای راهبردی و هوشمندی پیش‌نگرانه [به قول سان تزو، پیش‌آگاهی] گرد هم می‌آورد. کارگروه‌های [تخصصیِ] فورن (FOREN) با تأکید بر اینکه “تفاوت‌ آینده‌نگاری و دیگر رویکردهای برنامه‌ریزی از بعد مشارکتی آن نشأت می‌گیرد”، ارزش عنصر مشارکت در آینده‌نگاری را برجسته می‌کنند. جنبه‌های عامآینده‌نگاری [از هر نوع و در هر جا که از آن استفاده شود] مواردی را که در پی می‌آید، در بر می‌گیرد: (۱) جهت‌گیری بلندمدت، (۲) واکاوی گستره‌ی بزرگی از عامل‌ها، (۳) نهادی‌سازی و خلق شبکه‌ها، و (۴) کاربست تکنیک‌ها / روش‌های رسمی. … آینده‌نگاری برچسبی بسیار عالی برای روش‌های مشارکتی و تکنیک‌های مطالعه‌ی آینده‌های راهبردیِ بلندمدت، در مقایسه با روش‌های بیشتر سنتی برنامه‌ریزی و سیاستگذاری است. [تأکیدها در متن همه از ما است].