2-4. راهبردی(استراتژیک) چیست؟

منظور از این پرسش که “راهبردی چیست؟” این است که واژه‌ی راهبردی در نقش یک قید که به آینده‌نگاری در برنامه‌ریزی اضافه می‌شود، چه معنا و مفهومی دارد؟ به عبارت دیگر به چه چیزی برچسب راهبردی (یا استراتژیک) می‌زنیم؟

پیش از هر حرف دیگر،برای اینکه درک مشترکی بین ما و خوانندگان گرامی به وجود آید، ما راهبردی را به هر چیزی اطلاق می‌کنیم که برای ما “مهم” و “کلیدی” باشد. وفق این دیدگاه، هر هدف،عامل، سیاست، راهکار و یا اقدامی که از نظر ما مهم و یا کلیدی و تعیین‌کننده (سرنوشت‌ساز)باشد،صفت راهبردی به خود می‌گیرد.همچنین است هر بخش، نهاد، سازمان، مجموعه‌ی بازیگر، و یاکنشگری که از منظر مورد بحث مهم و یا کلید باشد، راهبردی محسوب می‌شود. خوب است به ریشه‌ی این مفهوم نیز نگاهی گذرا داشته باشیم.

واژه‌ی “استراتژیک” (راهبردی)خاستگاه نظامی دارد، و برنامه‌ریزی نظامی در حالتی خاص را یادآور می‌شود، حالتی که هدف نظامیان تدوین یک طرح (برنامه) جامع و کلیبه منظور دستیابی به نتایج بلند‌مدت باشد.به طور کلی قصد نظامیان از برنامه‌ریزی استراتژیک، تدوین استراتژی‌های کارآمد برمبنایمزیت‌های رقابتینیروهای خودی، و در نهایت بردن جنگ، با هزینه‌ی بهینه است.

به موازات برنامه‌ریزی راهبردی در حوزه‌های نظامی، مطالعات و برنامه‌ریزی راهبردی در حوزه‌های “سیاسی” دنیای مدرن نیز به یکی از شاخه‌های محوری در تئوری سیاسی تبدیل شده است. و این ناشی از رابطه‌ی تنگاتنگ اهداف نظامی و اهداف سیاسی است؛ چراکه جنگ اصولا ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسییک کشور تعریف می‌شود،زمانی که تلاش‌های سیاسی جوابگو نباشد.

سومین حوزه‌ای که برنامه‌ریزی راهبردی در آن به قوت تجربه، مطالعه و تعریف شده، مدیریت کسب‌وکاراست [۳۲].

هنری مینتزبرگ، که نامی آشنا در حوزه‌ی مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی در گستره‌ی کسب‌وکار است، درباره‌ی تفاوت میان دو مفهوم ـ “برنامه‌ریزی راهبردی” و”تفکر راهبردی” بحث کرده است. [۳۳]

  • تفکر راهبردی (راهبرداندیشی) با ترکیب پیوند دارد و گزینه‌ها را تعریف می‌کند. این نوع تفکر متضمن شهود و خلاقیت برای صورت‌بندی یک دورنما یا چشم‌انداز است که سازمان باید به سوی آن پیش برود. تفکر راهبردی عمدتا شهودی، تجربی، و آشفته‌ساز (مخرب) است، و می‌کوشد تا از جایی که تفکر منطقی محض می‌تواند بر آن آگاهی یابد، فراتر برود. [از این حیث، تفکر راهبردی یادآور تاکید آینده‌نگاری بر فراتر رفتن از چارچوب‌های معمولی اندیشیدن است. ضمن آنکه یکی از مهمترین خروجی‌های “نرم” آینده‌نگاری، راهبردی توزیع‌شده در میان همه‌ی ذی‌نفعان است].
  • برنامه‌ریزی راهبردی ماهیتی فرایندی دارد و ناظر بر فرایند تعریف یک راهبرد، یا یک سمت و سو برای یک سازمان مشخص، و تصمیم‌گیری بر پایه‌ی تخصیص منابع آن سازمان برای تعقیب این راهبرد است. به عبارت دیگر فرایندی است تحلیلی، که یک هدف یا مجموعه‌ای از هدف‌ها [ی راهبردی] را به گام‌های [یا مراحل] رسیدن به آن هدف تقسیم می‌کند. و به آن گام‌ها چنان رسمیت می‌بخشد که بتوانند بر طبق نتایج یا دستاوردهای پیش‌بینی‌شده برای هرگام پیاده‌سازی‌ شوند. برنامه‌ریزی راهبردی آشکارا فعالیتی است متضمن نوعی تفکر ـ (تفکر تحلیلی) ـ که قویا تحلیلی، منطقی، و عمل‌گراست، و هدف آن تضمین این معناست که رشته‌ای از اقدام‌های مشخص‌شده در دستور کار سازمان باقی بمانند. برنامه‌ریزی راهبردی به صراحت در نقطه‌ی مقابل تفکر راهبردی است! [تاکید از ما است]

جوزف وروس بر نیاز به یک مفهوم ثالث، که هنگام تدوین راهبرد در حدفاصل میان دو مفهوم بالا قرار می‌گیرد، تاکید کرده است[۳۴]. در حالی که تفکر راهبردی با کشف گزینه‌های اقدام،و برنامه‌ریزی راهبردی با اجرای اقداماتسروکار دارد، حد وسطی میان آن‌ها هست که تدوین راهبرد نامیده می‌شود،و ناظر بر فرایند واقعیتصمیم‌گیری است.

یک روش دیگر برای نگریستن به راهبرد کسب‌وکار این است که مشخصه‌های آن را تحلیل کنیم. مطلب از این قرار است که مردم هنگام بحث درباره‌ی راهبرد کسب‌وکار، معنای  واحد و جهان‌شمولی را در نظر ندارند؛و هر کس احتمالا به یکی از جنبه‌هایا ویژگی‌های آن اشاره می‌کند. عدم توجه به این موضوع که قرائت‌های گوناگونی از اصطلاح راهبرد کسب‌وکار وجود دارد، همواره مناقشه‌برانگیز است،و اتفاق نظر در مورد اینکه سند راهبرد (یا آن‌طور که اکنون در ادبیات ما جا افتاده، “سند راهبردی”) باید حاوی چه مضامینی باشد را بسیار دشوار می‌کند.

مینتزبرگ و همکاران [۳۵] پنج نوع راهبرد کسب‌وکار را از یکدیگر تمیز داده‌اند:

  • راهبرد به مثابه”طرح“: شامل یک چشم‌انداز از آینده‌.اینکه چگونه می‌توان از این جا (وضع موجود) به آنجا (چشم‌انداز) رسید.
  • راهبردبه مثابه الگو: که معرف مخرج مشترک موقعیت‌های گذشته است [به این معنا که عامل‌های کلیدی مشترک در موقعیت‌های گذشته‌ی شرکت یا سازمان را احصار و تعریف می‌کند. راهبرد در این معنا شباهت زیادی به دکترین دارد، که آموزه‌های مثبت و منفی‌ از تجربیات گذشته را در قالب یک بیانیه یا مانیفست صورت‌بندیمی‌کند].
  • راهبرد به مثابه موقعیت: که به معنای جادهی محصولات موفق در بازارهای خاص است. [در این حالت، راهبرد به سهم بازار و جایگاه مطلوب سازمان در بازارهای هدف توجه دارد، و آن‌ها را بیان می‌کند].
  • راهبرد به مثابه‌ی پرسپکتیو(منظر):که روش انجام کارها در یک سازمان را نشان می‌دهد،و
  • راهبرد به مثابه‌ی نقشه: که یک عملیات مشخص برای مواجهه با رقیب را توصیف می‌کند. (منظور از نقشه، نقشه‌ی رقابت بایک یا مجموعه‌ای از رقیبان است).

۵- انواع آینده‌نگاری

آینده‌نگاری به سه نوع تقسیم می‌شود: آینده‌نگاری راهبردی، آینده‌نگاری مشارکتی،و آینده‌نگاری شرکتی؛ که توصیف و مشخصه‌های کلی هر‌یک در پی می‌آید:

  • آینده‌نگاری راهبردیفرایندی است مبتنی برآینده‌نگاری که از آن به منظور سیاستگذاری(و اگر لازم باشد برنامه‌ریزیبلند‌مدت) در بخش عمومی و در افق‌های زمانی حداقل ۱۰ساله و بالاتر استفاده می‌شود. هدف این نوع آینده‌نگاری اتخاذ تصمیم‌هایکلان در یک بخش یا حوزه است، و به همین خاطر کلید آن را نهادها و سازمان‌هایی که متولی اتخاذ چنین تصمیم‌هایی هستند، می‌زنند.
  • آینده‌نگاری مشارکتیشاخه‌ای است از آینده‌نگاری راهبردی که توسط یکی از بازیگران یک بخش یا حوزه انجام می‌شود؛ با این هدف که آن بازیگر از منظر ماموریت و نقش‌های مشخص حوزه بتواند به بصیرت و چشم‌اندازی در باره‌ی آینده برسد، و راهبردهای لازم برای تحقق چشم‌انداز حوزه را بیابد. در واقع، آینده‌نگاری مشارکتی با تصمیم‌گیری بخشی (موضعی) سرو‌کار دارد، و نه با تصمیم‌گیری‌های کلان [۳۶].
  • آینده‌نگاری شرکتی: به فرایند آینده‌نگاری راهبردی در یک بنگاه تجاری اشاره دارد، و خروجی رسمی آن سند راهبری شرکت در افق حداقل پنج‌ساله و بالاتر است. تفاوت‌های آشکار آینده‌نگاری شرکتی و دیگر انواع آینده‌نگاری، در افق زمانیو شمار ذی‌نفعانی است که در آن‌ها نقش‌آفرینی می‌کنند. افق زمانیآینده‌نگاری شرکتی، به مثابه ابزار برنامه‌ریزی راهبردی در سطح شرکت،می‌تواند پنج‌ساله باشد.و این به دلیل ویژگی‌های خاص حوزه‌ی کسب‌وکار است. شمار ذی‌نفعان آینده‌نگاری در یک بنگاه خصوصی نیز محدود است به سهامدارن، مدیران، کارکنان،و حداکثر پاره‌ای نظرخواهی‌ها از مشتریان در عین توجه به سیاست‌های کلی و بخشی دولت و حاکمیت. در سطح شرکت، آینده‌نگاری راهبردی با اتخاذ تصمیم‌های راهبردی (کلان، کلی) سروکار دارد.