main-qimg-81e9b243c6caffc9d349de0b33ddf06e-c

وقتی زندگی روی خوشش را به شما نشان نمی‌دهد، باید خودتان را قویاً حمایت کنید

امیر، جوانی است متأهل و دارای دو فرزند که همسرش سال گذشته او را ترک گفته و با فرزندانش تنها گذاشته. این وضعیت پیشرفت شغلی او را آسیب‌پذیر نموده، تا جایی که سال گذشته نتوانست به اهداف شغلی‌اش برسد. در این شرایط والدین او نیز به جای آنکه حامی‌اش باشند، او را تنها گذاشته و با انتقادهای شدید، روحیه‌ی وی را به شدت تضعیف نموده‌اند. اکنون او اعتماد ‌به ‌نفس‌اش را به‌کلی از دست داده‌ و احساس می‌کند که نمی‌داند باید با زندگی‌اش چه کند؟! برای او چه راه‌ حلی دارید؟

حامی روحی و روانی

در بحبوحه‌ی اینگونه مشکلات، چالش‌ها و ناکامی‌های طاقت‌فرسا ما بیش‌ از هر چیز به یک “حامی” نیاز داریم: حامی روحی و روانی؛ وگرنه دچار فروپاشی روانی می‌شویم و دیگر بعید است که به راحتی بتوانیم خودمان را جمع‌و‌جور و از نو شروع کنیم.

اما امیر و بسیاری از افرادی چون او، نه تنها در این شرایط دشوار از حمایت نزدیکترین کسان خود محرومند، بلکه این افراد نزدیک بر زخم‌های آنان نمک می‌پاشند و احساس ناتوانی و ناامیدی را در آنان دوچندان می‌سازند.

حمایت از خویشتن

COMMERCIAL-UMBRELLA

وقتی کسی نیست از ما حمایت کند، این خود ما هستیم که باید از خودمان حمایت کنیم. باید حواس‌مان باشد که ما به تنهایی مسئول همه شکست‌ها و ناکامی‌هایمان نیستیم. درست است که مثلاً خانواده‌ی امیر او را سرزنش می‌کنند که “تو لیاقت همسرداری نداری وگرنه همسرت تو را ترک نمی‌گفت”، اما حقیقت این است که اختلاف‌های خانوادگی هرگز یک‌سویه نیست. اگر امیر توانایی همسرداری نداشت، همسرش نیز از این توانایی محروم بود. وانگهی چرا همسر امیر رویکرد “همسرسازی” در پیش نگرفت تا از همسر خود یک مرد شایسته و توانمند بسازد؟ من خوشبختانه امیر را به خوبی می‌شناسم و به عنوان یک داور بی‌طرف، آگاهم که مقصر اصلی این رویداد، همسر امیر و خانواده‌ی او بوده‌اند. حتی امیر باید به خاطر بیاورد که علاوه بر همسر وی و خانواده‌ی او، “شرایط” نیز در ایجاد وضعیت نامساعد او مشارکت داشته‌اند. گرانی، فرهنگ چشم ‌و ‌هم‌چشمی، بی‌توجهی پدر و مادرها به شرایط اقتصادی، اجتماعی و چالش‌های جوانان و همچنین مشکل بیکاری از عواملی هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر وضعیت امیر تأثیر داشته‌اند.

امیر به جای آنکه صرفاً خویشتن را مسبّب و مقصر تمامی اوضاع و احوال پیش‌آمده بداند، باید با اتخاذ نگاه “کل‌گرا”، تمامی عامل‌های ایجاد این وضعیت را بشناسد، تا بتواند از خود حمایت بیشتری به عمل آورد.

امیر در عوض اینکه به توانمندی‌های خود شک کند و از این راه به خودباوری (=اعتماد ‌به ‌نفس) خویشتن آسیب بزند، باید به خاطر بیاورد که او هنوز خیلی چیزها را در پیوند با کار و زندگی نمی‌داند و حالا حالاها باید “یاد بگیرد”. و شکست‌ها و ناکامی‌ها بهترین فرصت‌های ما برای یادگیری هستند. او از طریق تکنیک “گفتگوی مثبت با خود” مدام باید به خود یادآوری کند که می‌تواند با اتکا به خداوند متعال و بهره‌گیری از هوشمندی و درایت خود، از این چالش‌ها به سلامت عبور کرده و آنچه را باید یاد بگیرد، یاد خواهد گرفت. او همچنین باید بداند که هیچ ناکامی یا شکستی “پایان زندگی” نیست؛ و اگر دقیق به ندای زندگی گوش فرا دهد:

زندگی می‌گوید اما باز باید زیست،  باز باید زیست!

به هر روی،همان‌طور که حمایت از دیگران یک مهارت اساسی به‌شمار می‌آید، حمایت از خویشتن نیز یک مهارت اساسی است که همگان باید آن را فرا بگیرند.