راهنمای گام به گام برای یافتن عشق شغلی‌تان_بخش دوم

loveyourjob

3- برند شخصی خود را توسعه دهید

هویت حرفه‌ای شما و نحوه بسته‌بندی آن، برند شخصی شما را می‌سازد. این موضوع بخش مهمی از موضع‌گیری شما برای یافتن شغل مورد علاقه‌تان است. همانطور که هویت برند شرکت‌ها مشتمل بر تمام امور از لوگو و پیام شرکت‌ها تا خدمات مشتریان آنهاست، برند شخصی شما نیز مجموع علایق و تجارب، اینکه کار با شما چگونه به نظر می‌آید، حضور دیجیتال شما و بسیاری موارد دیگر را دربرمی‌گیرد.

اگر شما برای مدتی دور از بازار کار کرده‌بودید یا در صنعتی مشغول به کار بودید که دیر به دنیای دیجیتال پا گذاشته، احتمالا با بهبود پروفایل لینکداین، راه‌اندازی وب‌سایت یا وبلاگ و یا پیوستن به فضای توییتر، گردوغبار را از شبکه دیجیتالی خود بزدایید.

برند شخصی شما حاصل جمع هویت دیجیتالی، تخصص تعاملات شماست. در حالی که شما می‌توانید برای خود هویت دیجیتال ایجاد کنید، باید به‌خاطر داشته باشید که دیجیتال همه چیز نیست_هر تعامل حرفه‌ای بر کیفیت برند شخصی شما تأثیر می‌گذارد.

۴- منتوری برای خود انتخاب کنید

منتور یا استاد، فردی مجرب، کارآزموده و دنیادیده است که می‌تواند تجربیات، دانش و بینش خود را در زمینه‌های شغلی با شما به اشتراک بگذارد. یک منتور واقعی می‌داند که چگونه باید به شما کمک کند تا عشق شغلی‌تان را بشناسید.

۵- شبکه اجتماعی خود را ایجاد کنید

برخورداری از شبکه ارتباطی قدرتمند کلید یافتن فرصت‌های درست است. اداره آمار کار ایالات متحده آمریکا گزارش کرده است که ۷۰ درصد مشاغل از طریق شبکه سازی یافت شده‌اند. چرا؟ معمولا رهبران شرکت‌ها، مدیران جذب نیرو و کارکنانشان به شدت بر شبکه‌های خویش و تعاملات قبلی با دیگران تکیه دارند، آنها ترجیح می‌دهند که نیروی مورد نیاز خود را از منابع اصلی و حتی قبل از چاپ آگهی استخدام پیدا کنند.

داشتن شبکه قدرتمند به شما امکان می‌دهد تا:

  • اطلاعات مفیدی را درباره‌ی فرصت‌های شغلی به‌دست‌آورید
  • فرصت مواجهه با افرادی را که به دنبال جذب نیرو هستند پیدا کنید
  • برند شخصی خود را بسازید
  • با بازیگران کلیدی در صنعت خود ارتباط برقرار کنید
  • یاد بگیرید که چگونه مجموعه مهارتی و شغلی خویش را رشد دهید

هنگامی که در تلاش برای یافتن مسیر شغلی رضایت‌بخش‌تری هستید، به جای یافتن شغل اولویت را به یادگیری درباره صنایع، شرکت‌ها و مشاغل دیگر بدهید. درمنزل بر روی آن شغل کار کنید و با مردم صحبت کنید. هرگاه با فردی ملاقات کردید که کار جالب توجهی انجام می‌دهد تا می‌توانید از او یاد بگیرید.

مهمتر از همه رفتار انسانی داشته باشید. برقراری ارتباط مستحکم و پایدار، جاده‌ای دوطرفه است. به دیگران بگویید که هرگاه بتوانید آماده کمک کردن هستید.

۶- برنامه‌ای برای معرفی سریع خود تنظیم کنید

این برنامه که به سخنرانی آسانسوری معروف است (هدف از طراحی آن این است  که حتی در یک ملاقات کوچک در آسانسور بتوانید خود را به دیگران معرفی کنید) باید به گونه‌ای طراحی شود که اگر ناگهانی فرصتی برای صحبت کوتاه با کسی که ممکن است بتواند به شما کمک کند، پیش آمد، امکان بیان نیازها و در خواست کمک خود را داشته باشید. در این برنامه کوتاه باید بتوانید توانایی‌ها و شورو اشتیاق خود را بیان کنید. اگر می‌دانید که به دنبال ایفای چه نقشی هستید، باید آن را بتوانید در این مدت کوتاه توضیح دهید. با این روش، هرکسی که با او ملاقات کنید شما را در مواقعی که فرصتی متناسب با نیاز شما پیش آید، به خاطر خواهد آورد.

به خاطر داشته باشید که روش‌های زیادی برای بیان داستانتان وجود دارد. شما باید روشی را بیابید که شما را در بهترین موقعیت برای جذب شدن توسط نقش یا شرکتی که دوست دارید قرار دهد. داستان‌های مختلف با اندازه‌های مختلف را امتحان کنید و با دقت به مشاهده میزان جلب توجه و واکنش شنونده بپردازید. در این معرفی سریع، نکات مهم را به یکدیگر مرتبط کنید، اینکه تجربیات و شغل گذشته شما چگونه باعث شد تا مایل به کشف این مسیر جدید شوید را توضیح دهید. از همه مهمتر، داستان خود را مثبت تعریف کنید_بر اینکه چه چیز شما را به این مسیر هدایت کرد و چه چیزهایی شما را هیجان زده می‌کنند تمرکز کنید. مقالات جالبی در خصوص برنامه معرفی سریع (سخنرانی آسانسوری) وجود دارند که می‌توانید با مطالعه  آنها برنامه خود را بهتر طراحی کنید.

۷- تجربه و مهارت‌های مرتبط را کسب کنید

در این گام دو هدف باید تعقیب شوند. ابتدا اینکه، این کار رزومه شما را پربارتر خواهدکرد_که به‌ویژه برای کسانی که به دنبال تغییر شغل به یک حوزه یا صنعت جدید هستند اهمیت زیادی دارد. هرچند ممکن است تجربه کاری شما خود داستانی قابل ارائه باشد، اما تجارب داوطلبانه اضافی، کارهای آزاد، دوره‌های آموزشی کسب مهارت شغلی، یا عضویت فعال در انجمن‌های محلی داستان فوق را گسترده‌تر خواهند کرد.

هدف دوم، که اهمیت آن اگر بیشتر نباشد کمتر هم نیست، این است که با پا گذاشتن در حوزه‌هایی  خارج از توانایی‌های معمول خود و امتحان کردن  امور جدید، فرصتی برای آزمودن فرضیه‌ای که در گام اول ساخته‌اید، پدید خواهد آمد. هنگام ساختن شبکه خاص خودتان، به دنبال یافتن افرادی باشید که کاری را انجام می‌دهند که شما فکر می‌کنید می‌توانستید در آن باشید و از آنها بپرسید که برای یادگرفتن کار آنها باید در چه رویدادهای دیگری شرکت کنید و یا آیا پروژه مرتبطی وجود دارد که شما بتوانید در آن کمک کنید. هرچه به نقش‌های واقعی که به آنها علاقه‌مندید نزدیکتر باشید، درک بهتری از آنها خواهید داشت.

به دنبال فرصت برای آزمودن مشاغل مورد علاقه خود باشید.

کلام آخر: سازش نکنید یا حداقل آنچه می‌توانید بر سر آن سازش کنید را بفهمید

التزام واقعی و کامل به اجرای هر یک از این مراحل به سرمایه‌گذاری عظیم احساسی و روانی نیاز دارد. اگر با این کار کنار آمده‌اید (البته به خاطر داشته باشید که کار هرگز تمام نمی‌شود)، پس شما گامی جلوتر از بقیه بوده و در مسیر خودتان برای یافتن شغلی که دوست دارید، هستید.

سخت کار کردن روزانه در شغلی که از آن متنفرید، می‌تواند طاقت‌فرسا و شکنجه‌آور باشد. بیکا‌ری نیز زجرآور است (من این را خود تجربه کرده‌ام). و به همین دلیل قبول اولین پیشنهاد شغلی می‌تواند وسوسه‌انگیز باشد. اما تا جایی که می‌توانید این زجر دوم را قبول کنید_سازش نکنید.

اینک شما بر آنچه مورد علاقه‌تان است واقفید، عوامل برانگیزاننده خود را می‌شناسید و مهارت‌ها و منابع مورد نیاز برای یافتن شغل مناسب خود را در اختیار دارید. مقاوم باشید و ورود به گروه ۵/۳۱ را هدف خود قرار دهید.