شش راه برای کشف و آزادسازی قهرمان درون – قسمت اول

چند بار تاکنون خواسته‌اید تا کاری قهرمانانه انجام دهید یا سخنی قهرمانانه بگویید؛ اما آن را به خاطر ترس در درون خود مدفون کرده‌اید؟ می‌دانم که این سوال تناقضی کودکانه در خود دارد، اما درباره آن فکر کنید. واقعیت این است که هر یک از ما قهرمانی در درون خود داریم. که او را زندانی کرده‌ایم. مطمئنا اگر دقت کنید اغلب او را احساس کرده‌اید اما نگذاشته‌اید تا از بندهایی که بر او نهاده‌اید رها شده و خود را بنمایاند.

قهرمان درون چیست؟

بیایید با خود صادق باشیم. مگر اهمیت دارد که مردم چه می‌گویند. تصور کنید جهان چه شکلی خواهد بود اگر همه اینگونه فکر کنند؟ دیگر هیچ حرکت قهرمانانه‌ای را مشاهده نخواهیم کرد. در این صورت جهان بسیار خودخواهانه و غمناک خواهد شد.ما هر کدام در درون خود قهرمانی داریم و اکنون زمان آن است که او خود را نشان دهد. شاید با خود بگویید ظهور قهرمان درون بسیار دشوار است. من به شما می‌گویم بسیار ساده‌تر از آن است که فکرش را می‌کنید.

دانشمندان بویژه در حوزه‌های جامعه‌شناسی و روانشناسی معتقدند که هر فردی نقاط قوتی دارد که اگر بتواند آنها را به خوبی بشناسد و در مواقع مناسب از نقاط قوت خود به درستی بهره بگیرد قهرمانی برای خود خواهد بود. این قهرمان درون، عمدتا به دلیل ترسهای انسان از تجربیات بد دوران گذشته (بویژه دوران کودکی) پشت دیوارهای خودساخته ما زندانی می‌شود؛ چرا؟ به این خاطر که به او اطمینان ندارید! می‌ترسید که نکند موفق نشود! از خود می پرسید: مردم چه فکری خواهند کرد؟ یا مردم چه خواهند گفت؟

بگذارید ابتدا با تعریف قهرمان شروع کنیم. افراد و جوامع هرگاه در برابر مسئله یا مشکلی احساس زبونی می‌کنند به دنبال کسی می‌گردند تا مشکل را برایشان حل کند و هنگامی که موفق شد او را قهرمان می‌نامند. هر زمان هم که کسی پیدا نشود با ساختن قهرمانان تخیلی و اسطوره‌ای تلاش می‌کنند تا مرهمی بر زخمهای خود بگذارند. عوام می‌گویند: بیچاره جامعه‌ای که قهرمان ندارد و بزرگانی همچون گالیله پاسخ می‌دهند: بیچاره جامعه‌ای که به قهرمان نیاز دارد.