نیاز به خودگردانی و کفایت :

فرد احساس عاملیت در زندگی اش کند ، زندگی خودش را مستقلانه رقم بزند ، احساس کند هویت مجزایی دارد و فرد خودش را مستقل از دیگران تعریف کند که این عوامل منجر به این می شود که فرد اعتماد به نفسش بالا برود و احساس کارایی و کفایت داشته باشد .

اگر این نیاز در افراد به درستی ارضا نشود منجر به تولید چهار طرح واره می شود :

۱- طرح واره وابستگی و بی کفایتی

۲- طرح واره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری

۳- طرح واره خود تحول نیافته / گرفتار

۴- طرح واره شکست

۱- طرح واره وابستگی / بی کفایتی :

شعار: من به تنهایی نمیتوانم گلیم خودم را از اب بیرون بکشم

این نوع وابستگی وابستگی عاطفی در روابط نیست . وابستگی عاطفی در روابط مربوط به طرح واره رهاشدگی بود. این وابستگی در عملکرد است . فرد احساس خود بسندگی در عملکرد ندارد . فرد احساس بی کفایتی     می کند. این افراد اگر بدانند در یک کاری ۱۰% احتمال خطا است اصلاً آن کار را شروع نمی کنند خیلی چالش گریز هستند- محافظه کار افراطی هستند –  از وارد شدن به قلمروهای ناشناخته اجتناب می کنند، وقتی      می خواهند کاری را به تنهایی انجام بدهن ددچار اضطراب شدیدی می شوند – احساس بی عرضه بودن می کنند دست و پاچلفتی- این افراد به تنهایی نمی توانند تصمیم بگیرند هر موقع می خواهند یک تصمیم بگیرند احتیاج دارند یک نفر باشد که حتماً تأیید کند از او اطمینان بگیرند- چون خیلی از اشتباه کردن می ترسند از انجام کارهای جدید می ترسند – کسانی که این طرح واره را دارند خودشان را افرادی درمانده و کودک وار نشان می دهند ، آنها احساس می کنند توانایی مراقبت از خودشان را ندارند ، در زندگی بسیار درمانده اند و خودشان را در مقابله با مشکلات بی کفایت می بینند .

این طرح واره دو بعد دارد:

بعد اول بی کفایتی : این افراد اعتمادی به تصمیم ها و قضاوتهای زندگی روزمره خودشان ندارند. اینها از این که به تنهایی تغییر کنند می ترسند کلاً از تغییر کردن به شدت متنفر هستند. نمی توانند کارها را خودشان به تنهایی انجام بدهند و معتقدند به کسی نیاز دارند که به آنها نشان بدهند تا چه کار کنند.

بعد دوم وابستگی است که به دنبال بعد اول که بی کفایتی بود می آید . از آن جایی که این افراد نمی توانند به تنهایی از پس کارهایشان بربیاند ، تنها هدف آنها پیدا کردن افرادی است که به آنها وابسته بشوند . اینها معمولاً افرادی رو برای مراقبت از خودشون پیدا می کنند که ممکن است والدین یا همسر یا همسالان و دوستان یا سرپرستان شغلی و یا درمانگران باشند. رفتارهای معمول این افراد :

کمک خواهی از دیگران – پرس و جوی مداوم راجع به نحوه انجام کارهای جدید-  اطمینان طلبی مداوم راجع به تصمیم ها – ناتوانی در تنهایی سفر کردن- ناتوانی در مدیریت مالی و کنار گذاشتن اونها- خودداری از پذیرش مسئولیت های اضافی – اجتناب از قبول وظایف جدید این افراد معمولاً از رانندگی به تنهایی می ترسند و از این کار اجتناب می کنند چون معتقدند ممکن است در حین رانندگی گم بشوند – ماشین آنها خراب شود و نتوانند آن را درست کنند ، یا نگرانند که نکند یک حادثه غیر مترقبه ای پیش بیاد و آنها ندانند چه طور باید با آن حادثه کنار بیایند و در نهایت اینکه افرادی که این طرح واره را دارند نمی توانند مشکلات خودشان را حل کنند و به کسی نیاز دارند که به آنها راه حل بدهد .

ریشه های این طرح واره  ( دو دسته) :

حمایت افراطی

حمایت اندک

۱-حمایت افراطی :

والدینی که سخت حمایتگرند و خیلی به سن بچه توجه نمی کنند . شما در هر سنی که باشید آنها با شما چنان رفتار می کنند که انگار بچه ای کم سن و سال هستید .

والدین به جای شما تصمیم می گیرند – والدین مراقب تمام جزئیات زندگی شما هستند . در مراقبت از شما آنقدر افراط می کنند که شما هیچ موقع یاد نمی گیرید چه طور از خودتان مواظبت کنید .

والدین تکالیف درسی شما را انجام می دهند . والدین به شما هیچ گونه مسئولیتی نمی دهند و با شما چنان رفتار می کنند که آب در دستتان تکان نخورد و اصلاً به زحمت نیفتید .

به ندرت از والدین خود جدا می شوید و هیچ موقع احساس نمی کنید آدم مستقلی هستید .

والدین عقاید و نظرات شما رو مسخره می کنند و توانایی شما را برای انجام وظایف و تکالیف روزمره به مسخره و انتقاد می کشند .زمانی که شما وظایف جدید به عهده می گیرید ، والدین با نصیحت و امر و نهی زیاد موی دماغ شما می شوند ، والدین در خانه چنان شرایط راحتی را برای شما فراهم می کنند که تا زمانی که خانه را ترک نکردید اصلاً با ناکامی و سختی مواجه نمی شوید – والدین ترسوی شما مدام در مورد خطرات زندگی به شما هشدار و اخطار می دهند .

۲- حمایت اندک :

والدین نتوانستند به شما درست کمک کنند یا راهنمایی خودشان را از شما دریغ کرده اند – مجبور بودید به تنهایی تصمیم هایی بگیرید که فراتر از شرایط سنی شما بودند ، مجبور بودید در خانواده مثل آدم بزرگسال رفتار کنید ، با وجود این که بچه  بودید.

از شما انتظار می رفت که بعضی کارها را انجام بدهید ، یا یعضی مطالب را بدانید در صورتی که دانستن این مطالب و توانایی انجام این کارها ، فراتر از عقل و درک شما بودند.

۲- طرح واره آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری:

شعار : حادثه در کمین است

این افراد معتقدند که در زندگی آنها هر لحظه فاجعه ای اتفاق می افتد . افرادی که این طرح واره را دارند اعتقاد راسخ دارند به این که همیشه برای آنها وقایع وحشتناک و غیر قابل کنترل رخ می دهد . آنها معتقدند ناگهان به یک بیماری جسمی مبتلا می شوند ، بلای طبیعی برای آنها اتفاق می افتد ، قربانی یک جنایت می شوند ، تصادف وحشتناکی می کنند ، پولشان را گم می کنند و دچار بحران های عصبی شده ، یا اینکه دیوانه         می شوند. این افراد معتقدند حوادث ناگواری برای آنها رخ می دهد که قادر به جلوگیری از آنها نیستند و همیشه می ترسند که مبادا حوادث ناگواری برایشان اتفاق بیفتد.

ریشه های این طرح واره :

۱- ممکن است والدین ترسو و محتاطی داشته باشین یا والدینتان در برخی حوزه های خاص آسیب پذیر بودن قبل از از دست دادن کنترل ، بیماری ، ورشکستگی و از آنها الگو برداری کرده اید.

۲- ممکن است والدین شما خیلی سخت مراقب شما بودند و مدام در مورد خطرات احتمالی به شما هشدار    می دادند . این هشدارها باعث شده به مرور زمان شما احساس کردید که ضعیف تر و بی کفایت تر از آن هستید که بتوانید از پس چالش های زندگی برآیید.

۳-والدینتان شما را به حال خودتان رها کرده اند یا در دوران کودکی از نظر جسمی و حالی و عاطفی روزگار بدی رو گذرانده اید ، در فقر مالی بزرگ شده اید.

۴-ممکن است در دوران کودکی سخت بیمار بوده اید یا حادثه ناگواری مثل تصادف ، آتش سوزی برای شما اتفاق افتاده است.

۵-یکی از والدینتان را در حادثه ای دلخراش از دست داده اید و این حادثه باعث شده که دنیا را جایگاه ناامن و خطرناکی بدانید.

۳- طرح واره خود تحول نیافته یا گرفتار :

این افراد گرفتار هویت دیگران هستند – در کودکی گرفتار هستند یا در هویت والدین شان هنوز از پیله در نیامده اند ، به نوعی بچه مانده اند . همۀ ما یک سن روانی داریم و یک سنی که توی شناسنامه نوشته شده، سن روانی ما را واکنش های ما هنگام مواجه شدن با مشکلات مشخص می کند که دانش ما کودکانه است یا بالغانه.

افرادی که این طرح واره را دارند رابطه هیجانی بسیار نزدیکی با والدین یا نماد والدین شان( همسر ، دوست یا همکار خیلی صمیمی شان باشد ) دارند به صورتی که این رابطه از فردیت یابی و رشد اجتماعی طبیعی آنها جلوگیری می کند.

این افراد معتقد هستند بدون حمایت مداوم از سوی شما و والدین خود نمی توانند به زندگی ادامه دهند و شدیداً به دیگران نیازمند هستند . آنها احساس تعلق خاطر شدیدی به نماد والدین دارند . به صورتی که فکر   می کنند یک روح در دو بدن هستند . این افراد ممکن است حس کنند می توانند ذهن طرف مقابل را بخوانند یا این که بدون سؤال کردن از طرف مقابل بدانند که او چه احساسی دارد . این افراد معتقد هستند تعیین هر گونه مرز ارتباطی با نماد والدین اشتباه است و هر موقع که این کار را انجام می دهند احساس گناه می کنند .

این افراد تمام آرزوها و اسرار خود را به طرف مقابل می گویند و انتظار دارند آنها هم همین کار را بکنند . این افراد احساس می کنند در شخصیت نماد والدین ذوب شده اند و ممکن است احساس درماندگی کنند. این افراد چون معمولاً برای خودشان هویت جدایی ندارند نمی دانند چه کسی هستند ؟ چه تمایلاتی دارند و احساسی که نسبت به خودشان دارند را از دست دادند. عقاید ، علاقه مندی ها ، انتخاب ها و اهداف این ها معمولاً نشان دهندۀ شخصیتی که با آن ارتباط قلبی نزدیکی دارند.

رفتارهای معمول این افراد :

تقلید از رفتارهای نماد والدین – محبت کردن و فکر کردن در مورد آنها- تماس مداوم با نماد والدین – پس زدن تمام افکار- احساسات و رفتارهایی که با افکار و احسااست و رفتارهای والدین شان تفاوت دارد . وقتی این افراد سعی می کنند از فردی که گرفتارش شدند جدا شوند به شدت احساس گناه می کنند . این افراد نمی توانند توی روابطشان مرز تعریف کنند . بعد از ازدواج به خانواده اصلی خودشان خیلی وابسته هستند- مردهایی که دوست دارند با خانم های مسن تر از خودشان ازدواج کنند یا می خواهند زنشان همه چیزشان دقیقاً عین مادرشان باشد این طرح واره را دارند .

ریشه های این طرح واره :

نزدیکی بیش از حد اعضای خانواده بکدیگر  در روابط بین اعضای خانواده هیچ مرزبندی وجود نداشته ، زیادی بیش از حد با هم صمیمی بودند ، بین اعضای خانواده اتکاء بیمارگون وجود داشته یعنی همه به جای هم فکر می کردند به جای هم تصمیم می گرفتند و هویت فردی اصلاً معنا نداشته ، مرزهای خانواده در هم تنیده بود یا هیچ مرزی وجود نداشته – والدین از حربه ایجاد احساس گناه در کودک استفاده می کردند تا بچه ها را کنترل کنند مثلاً به بچه می گفتند اگر این کا را بکنی من زود پیر می شوم و می میرم یا شیرم روا حلالت نمی کنم یا نفرین می نمودند یا از طریق ترساندن دیگران از طردشدن ترس و احساس گناه بوجود می آوردند .

۴- طرح واره شکست :

این افراد احساس می کنند نسبت به هم سن و سالهای خودشان در حوزه هایی مثل شغلی- مسائل مالی – منزلت اجتماعی – تحصیل یا ورزش شکست خورده اند – احساس می کنند در مقایسه با دیگران واقعاً بی کفایت هستند- خودشان را انسانهایی بی استعداد ، نالایق و ناموفق می بینند و معتقدند که ذاتاً از داشتن استعداد موفقیت محرومند ، رفتارهایی که انجام می دهند سه دسته اند : یک دسته انجام دادن کارها با بی میلی ، دسته دوم انجام ندادن تکالیفی که به آنها می دهند و دسته سوم کار کردن بی وقفه – کسانی هم که بی وقفه کار می کنند و موفقیت هایی به دست می آورند معتقدند مثل دیگران آن قدر باهوش یا بااستعداد نیستند ولی می توانند با تلاش زیاد و پشتکار به این وضعیت برسند و اغلب فکر می کنند موفقیت های آنها ساختگی و جعلی است – این افراد همیشه فکر می کنند در مقایسه با اغلب همکارانشان کارها را بدتر انجام می دهند و همکارانشان از آنها شایسته تر هستند.

معمولاً مشاغلی را انتخاب می کنند که پایین تر از سطح توانایی انها است – عادت های کاری مثل دیر آمدن سرکار (دقیقه نودی عمل کردن ) ، عوض کردن دائم شغل – کسانی که معتاد هستند یا انواع وابستگی به مواد این طرح واره را دارند . کسانی که زندگی آشفته و بی نظمی دارند و دچار فقر مالی هستند.

ریشه ها :

۱- والدینی که اغلب کودک را کودن ، ابله و دست و پاچلفتی خطاب می کردند و با او رفتارهای توهین آمیزی داشتند .

۲- والدینی که از عملکرد فرزندشان در حوزه های مختلف استفاده زیادی می کردند .اگر پدر یا مادر یا یکی از آنها فوق العاده موفق بوده و شما در مقایسه با او به این نتیجه برسین که هیچ موقع نمی توانید طبق معیارهای آنها موفق شوید پس تصمیم بگیرید که دست از تلاش و کوشش بردارید .

۳-یکی از والدین شما اصلاً به موفقیت های شما توجهی نداشته  یا بدتر اینکه می ترسیدند مبادا موفقیت شما باعث شود مصاحبت و همراهی شما را از دست بدهند.

۴-اگر در دوران تحصیلی به دلیل ناتوانی در یادگیری ، حواس پرتی ، بی نظمی یا دلایل دیگر از هم سن و سال های خودتان عقب افتاده اید و احساسا حقارت شدیدی کردید برای فرار از این تحقیر شدگی تصمیمی گرفته اید دست از تلاش بردارید .

۵-در جو خانواده شما به شدت با خواهرها و برادرهایتان مقایسه شده اید و به تدریج به این نتیجه رسیده اید هیچ وقت نمی توانید مثل آنها موفق بشوید و دست از تلاش برداشته اید.

۶-با هم سن و سالهای خودتان احساس بیگانگی می کنید به دلیل اینکه خانواده شما از نظر سطح اقتصادی یا تحصیلات از خانواده هم سن و سالهای خودتان پایین تر بوده اند.

۷-والدین شما برای پیشرفت به اندازه کافی برای شما محدودیت و نظم قائل نمی شدند و شما مسئولیت پذیری و خویشتن داری را یاد نگرفته اید و برای انجام تکالیف درسی نظم نداشته اید و به محض کوچکترین ناکامی دست از کاری کشیدید.