نیاز به خودانگیختگی و تفریح :

برعکس این حالت می شود گوش به زنگی بیش از حد و بازداری. یعنی اینکه فرد تاکید زیادی دارد بر پس زدن احساسات و تکانه ها و انتخاب های خود انگیخته اش، تا تاکید دارد بر برآورده کردن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر . که این رفتارها منجر به از بین رفتن خوشحالی و سرزندگی و آرامش خاطر و ابراز عقیده و روابط نزدیک و سلامتی می شود . ( یک مثال اگر بخواهیم بزنیم مثلا شما دارید از کنار پارک عبور می کنید دلتان می خواهد یک تاب بخورید یا یک بستنی بخورید یک نیاز برانگیخته است و اینکه نگویید الان زشت است و مردم چه می گویند و نیازهای خودتان را با دلایل مختلف  ناکام کنید.) این نیاز اگر در فرد  به درستی ارضاء نشود منجر به تولید چهار طرح واره می شود :

۱- طرح واره منفی گرایی / بدبینی :

این افراد همیشه و همه جا بر جنبه های منفی زندگی مثل درد ، مرگ ، فقدان ، ناامیدی ، خیانت ، شکست و تعارض توجه می کنند در حالی که جنبه های مثبت زندگی را کمرنگ جلوه می دهند . این افراد احساس آسیب پذیری می کنند که اگر در زندگیشان اشتباهی رخ بدهد منجر به تولید یک فاجعه می شود و همین اشتباه ممکن است به ورشکستگی مالی ، سرافکندگی اجتماعی ، گیر افتادن در یک موقعیت بد یا از دست دادن کنترل منجر شود و وقت زیادی را صرف می کنند تا مطمئن شود این اشتباهات از آنها سر نمی زند . احساس های معمول این افراد تنش مزمن و نگرانی است .

رفتارهای شایع این افراد : شکوه و شکایت و بلا تکلیفی است . افرادی که این طرح واره را دارند برای دیگران مشکل ایجاد می کنند چون همیشه جنبه های منفی وقایع را می بینند ، در واقع همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند.

ریشه های طرح واره :

داشتن والدین افسرده و بدبین و الگوگیری از طرز فکر آنها ، داشتن دوران کودکی مشقت بار توأم با فقدان – افرادی که دوران کودکی حوادث تلخ و ناگوار زیادی را تجربه کرده اند این افراد معمولاً به نوجوانی که می رسند خوش بینی طبیعی یک فرد سالم را از دست می دهند – افراد که والدین خودشان را در کودکی از دست داده اند این افراد چون بدبختی های زیادی داشته اند معمولاً بدترین حوادث را پیش بینی می کنند . تصور می کنند بدترین حوادث اتفاق می افتد تا بتوانند پیامدهای منفی آن حوادث را کنترل کنند . در صورتی که دیدگاه سالم این است که در مسیر زندگی هم حوادث خوب است و هم حوادث عجیب و غریب .

والدین بدبین که شور و اشتیاق کودک را نکوهش می کردند ، این افراد در درونشان کودک شادی دارند که سالها در زیر کوهی از نگرانی ها دفن شده است .

– بزرگ شدن در خانواده هایی که به عملکرد عالی ، بی نقص گرایی ( انجام کارها بدون هیچ نقصی ) وظیفه شناسی ، پیروی از قوانین ، پنهان سازی هیجان ها ، اجتناب از اشتباه تاکید می شود و در عین حال به لذت و خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود و این باعث می شود افراد سعی کنند همیشه گوش به زنگ باشند تا مبادا همه چیز از هم بپاشد و از کنترل خارج شود.

– بزرگ شدن با والدینی که در صورتی به شما عشق و محبت می دادند که به معیارهای آنها دست پیدا    می کردید

– یکی یا هر دو والدین معیارهای بلندپروازانه یا نامتعادل داشتند.

– زمانی که شما نمی توانستید به انتظارات ایده ال پرستانه والدین تان دست پیدا کنید آنها شما را خیلی شرمسار می کردند و بی رحمانه از شما انتقاد می کردند.

۲- طرح واره بازداری هیجانی :

این افراد برای خودشان محدودیت هیجانی زیادی می گذارند ، از محبت کردن درباره هیجان هایشان و بیان آنها به شدت گریزانند اینها به جای این که هیجانی باشند از لحاظ عاطفی بی تفاوتند و به جای خودانگیختگی بیشتر خویشتن دارند .این افراد معمولاً دلسوزی و محبت خودشان را بیان نمی کنند و اغلب تلاش می کنند تا تمایلات پرخاشگرانه خودشان را کنترل کنند . این افراد روی روابط برای خویشتن داری بیشتر از صمیمت ارزش قائل هستند و می ترسند اگر به هیجاناتشان اجازه بروز بدهند ممکن است کنترل شان را به طور کامل از دست بدهند و می ترسند اگر کنترلشان را از دست بدهند دچار شرم شوند یا پیامدهای منفی مثل تنبلی یا رها دگی برای آنها پیش بیاید .

این افراد هیجانهایشان چه مثبت و چه منفی را نشان نمی دهند حتی نسبت به افراد مهم زندگیشان . این افراد کودک خودانگیخته درونشان را آنقدر به صورت افراطی کنترل می کنند که حتی فراموش می کنند که چگونه باید طبیعی رفتار کنند یا به تفریح بپردازند. در بیان آسیب پذیری یا ابراز احساسات مشکل دارند به عقلانیت بیش از حد تاکید می کنند ، این افراد به دلیل رعایت ادب و متنانت افراطی، صمیمیت و تفریح را فدا می کنند و به جای این که در روابط اجتماعی خود انگیخته رفتار کنند بیشتر انعطاف ناپذیر و سخت گیر هستند.

این افراد معمولاً آدم های خویشتن دار یا غم انگیز و عبوس به نظر می رسند.

۳- طرح واره معیارهای سرسختانه / عیب جویی افراطی :

این افراد خودشان را افرادی تلاش گر و بی نقص جلوه می دهند . معتقدند برای رسیدن به معیارهای بلندپروازانه باید مدام تلاش کنند ، تعادل بین کار و تفریح را از دست داده اند و انگار زندگی برای آنها در حکم فشار کار و استرس دائمی و بدون تفریح و آرامش است . این افراد برای رسیدن به معیارهای خود تلاش می کنند چون “باید” این کار را بکنند . این افراد همیشه تحت فشار هستند و تحت فشار بودن تمامی ندارد چون بی نقص بودن غیر ممکن است و فرد همیشه باید تلاش بیشتری انجام بدهد . این افراد اضطراب شدیدی دارند که مبادا در کارهایشان شکست بخورند و اگر به جایی رسیدن به ۱۰۰ درصد معیارها ، به ۹۵% آنها برسند آن را شکست می دانند . این افراد از خودشان و دیگران عیب جویی مداوم دارند و این افراد احساس می کنند زمان به سرعت می گذرد و کارهای آنها زیاد است و وقت کمی دارند و نتیجه این رفتار آنها فرسودگی است . وقتی نمی توانند به سرعت کار کنند یا کارهایشان خوب پیش نمی رود تحریک پذیر می شوند . معتاد به کار کردن هستند و به ندرت از موفقیت لذت می برند چون از قبل برای کاری که باید خیلی خوب انجام بدهند به شدت برنامه ریزی می کنند.

۴-طرح واره تنبیه :

شعار : هیچ وقت از هیچ چیز راضی نیستم

این افراد معتقدند مردم و از جمله خودشان باید به خاطر اشتباهاتشان شدیداً تنبیه شوند . اینها معمولاً افرادی به شدت پایبند به اخلاق و ناشکیبا هستند و در بخشیدن خودشان یا دیگران بی نهایت مشکل دارند . اینها معتقدند کسانی که اشتباه می کنند مستحق تنبیه هستند نه بخشش و هیچ عذری قابل پذیرش نیست . این افراد به هیچ وجه دوست ندارند شرایطی را که باعث ایجاد عذر و بهانه می شود در نظر بگیرند . اینها نقص های موجود انسانی را نمی پذیرند و هیچ احساس همدلی نسبت به کسی که از نظر آنها فرد بدی است و کار نادرستی انجام داده ندارند ، اینها رحم و بخشش ندارند.

ریشه : سبک فرزند پروری مستبدانه منجر به تولید این طرح واره است اینکه والدین رفتار بد کودک را تنبیه  می کنند والدین مستبدی که تمایل دارند کودکانی پرورش بدهند که هر زمان دستور دادند از آنها اطاعت کنند.

منابع:

کتاب طرحواره درمانی   نویسنده : جفری یانگ / ژانت کلوسکو

کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید   نویسنده :جفری یانگ / ژانت کلوسکو