چرا مردم رغبتی به تعالی ندارند؟

در حالی که جست‌وجوی تعالی باید نخستین اولویت افراد، خانواده‌ها و سازمان‌ها باشد، اغلب آنان رغبتی به تعالی نشان نمی‌دهند، چرا؟ در حالی که جیمز کالینز در کتابش “از خوب به عالی” که درباره‌ی تعالی‌ سازمانی و سازمان‌های متعالی است، مشکل اصلی را تنبلی و کاهلی و راحت‌طلبی می‌داند، ما بر این باوریم که دلایل مهم دیگری نیز وجود دارد.

  • باور نداشتن به اینکه تعالی شدنی است

    بدون شک از راحت‌طلبی که بگذریم، نخستین عاملی که مردم را از جست‌وجوی تعالی باز می‌دارد، باور نداشتن به این حقیقت است که “تعالی شدنی است”. تعالی متضمن تغییر و تحول است. یعنی فرد، خانواده و سازمان باید در جهت مثبت تغییر کند تا به تعالی دست یابد و مردم تغییر را امری غیرممکن می‌دانند. به باور اغلب افراد (و حتی کثیری از مدیران)، افراد، خانواده‌ها و سازمان‌هایی که شکل نسبتاً ثابت و پایداری پیدا کرده‌اند نمی‌توانند تغییر کنند و اگر هم بتوانند تغییر کنند، تغییراتشان کلی و اساسی نخواهد بود.اما تجربیات و مشاهدات فراوان نشان داده که این انگاره‌ی ذهنی نادرست است و با واقعیت تطابق ندارد. واقعیت این است که همگان، از افراد گرفته تا خانواده‌ها و سازمان‌ها، در هر وضعیتی که باشند، چنانچه خواهان باشند، می‌توانند تغییر کنند. تجربیات گوناگون و متعدد ما در مدرسه تعالی رویای آینده نیز موید این واقعیت است.جان کلام این است که شما در هر شرایطی که باشد، حتی در سخت‌ترین و بدترین شرایط ممکن، می‌توانید تغییر کنید و در مسیر تعالی گام بردارید.

  • نداشتن شناخت کافی از تعالی

    یکی دیگر از عامل‌های بی‌رغبتی مردم به تعالی، نداشتن شناخت کافی از تعالی است. اگر تعالی را آن‌گونه که باید بشناسید، بدون شک به این نتیجه خواهید رسید که تعالی باید نخستین اولویت و دغدغه‌ی شما در زندگی باشد؛ نه فقط تعالی فردی که تعالی خانوادگی و تعالی شغلی. تعالی، همچنان که بارها گفته‌ایم آمیزه‌ایست از موفقیت بعلاوه‌‌ی ارزشمندی و موفقیت چیزی نیست که شما در دنیای امروز بتوانید به آن پشت پا بزنید. پشت پا زدن به موفقیت همان و پیوستن به جرگه‌ی بازندگان همان!

  • این تصور که تعالی نیازمند تلاش بیشتر است

    مردم چنین می‌اندیشند که برای دستیابی به تعالی باید بیشتر از حد ممکن و معمول تلاش کنند و این آنان را از تعالی فردی، خانوادگی، شغلی و سازمانی می‌رماند.برعکس این تصور، دستیابی به تعالی همیشه نیازمند کار و تلاش بیشتر نیست، بلکه نیازمند کار و تلاش “هوشمندانه‌تر” است. وقتی کار و تلاش شما هوشمندانه ـ یعنی آگاهانه، عالمانه، و روشمند ـ باشد، با صرف انرژی کمتر به نتایج بس عالی‌تری دست می‌یابید. بنابراین، نمی‌توانید از نداشتن وقت یا انرژی کافی بهانه‌ای برای پشت پا زدن به تعالی بتراشید. شما همیشه برای این کار، وقت و انرژی کافی دارید. وانگهی، تعالی ـ در صورتی که از حقیقت آن باخبر شویم ـ آن قدر ارزشمند است کز برای آن می‌توان از جان گذاشت؛ کار و تلاش بیشتر که جای خود دارد.پشت پا زدن به تعالی به مفهوم حیف و میل کردن تنها فرصت ارزنده‌ی ما در این جهان، یعنی زندگی‌مان است. گذشته از این ما وقتی می‌توانیم هر لحظه انسان بهتر و شایسته‌تری شویم، آیا دریغ نیست که خودمان را از این موهبت عظما محروم نماییم؟