inner_hero

در بخش پیش یادآور شدیم که در درون هر یک از ما یک “قهرمان ـ رهبر” وجود دارد که منتظر کشف شدن است، پس استدلال کردیم که برای بیدار کردن این قهرمان خفته از خواب زمستانه‌اش باید داستانی قهرمانانه در گوش او بخوانیم. اما داستان چیست؟ و ما باید چه داستانی را در گوش قهرمان درونمان زمزمه کنیم؟

داستان چیست؟

طبق تعریف، داستان یعنی روایت یک ماجرا یا یک اتفاق، که ممکن است خوشایند باشد یا بدآیند، و ممکن است واقعی باشد یا خیالی. همچنین ممکن است مرتبط به گذشته باشد یا آینده.

ما هرکدام داستانی داریم که به گذشته‌مان مربوط است و آن را از راه خاطراتمان بیان می‌کنیم. افراد معمولی، به غلط، تصور می‌کنند که همان داستان گذشته‌شان هستند؛ در حالی که انسان‌های متعالی به داستان آینده‌شان نظر دارند (چون به جای گذشته‌نگر بودن، آینده‌نگرند). آن‌ها همواره برآنند تا آینده‌ای بسازند که گذشته‌شان در مقابل آن زانو بزند. آن‌ها می‌دانند که می‌توانند خیلی بیشتر از آن چیزی باشند که در گذشته بوده‌اند؛ و خیلی بیشتر از آنچه در گذشته آفریده و به دست آورده‌اند، در آینده بیافرینند و کسب کنند.

کتاب معجزه چشم انداز

کشف چشم انداز

اگر هدف شما در این داستان همان “چشم‌اندازتان” است که یک هدف بزرگ، چالشی و جسورانه است؛ و آن را با شرکت در دوره تعالی فردی کشف می‌کنید.

کشف چالش ها

پس از کشف چشم‌اندازتان، نوبت به کشف چالش‌هایتان می‌رسد. هیچ چشم‌انداز بزرگی نیست که با چند چالش اصلی روبرو نباشد. وقتی چالش‌هایتان را یافتید، به سراغ پیدا کردن راهکارهای لازم می‌روید و پس از آن داستان آینده‌ی شما کامل می‌شود. این فرآیند را می‌توانید با جزئیات بیشتر در کتاب ما به نام “معجزه‌ی چشم‌انداز” بیابید.

مطالعات انجام‌شده در دهه‌های اخیر، از قدرت اعجاب‌انگیز داستان‌ها حکایت دارد. وقتی با گفتن داستان آینده‌تان، قهرمان درونتان بیدار شود، شما دیگر همان معمولی سابق نخواهید بود. ظهور قهرمان درونتان از شما یک قهرمان می‌سازد. یادتان باشد که شما لازم نیست قهرمان همه‌ی مردم دنیا باشید. همین که قهرمان زندگی خودتان باشید، خیلی خیلی مهم است و به شما اجازه می‌دهد تا یک زندگی قهرمانانه را تجربه کنید.

وقتی احساس قهرمانی در خودتان شکل بگیرد، دیگر نیازی به قهرمان بیرونی نخواهید داشت.

بخش های هر داستان

یک داستان از چهار آیتم بر ساخته می‌شود:

  • قهرمان اصلی، که نقش اول را در داستان بازی می‌کند. در داستان زندگی‌تان، قهرمان اصلی خود شما هستید.
  • یک هدف قهرمانانه (ابرهدف): قهرمان باید یک هدف بزرگ، چالشی و جسورانه داشته باشد و برای رسیدن به آن با تمام وجود بجنگد وگرنه کسی با هدف‌های کوچک قهرمان نمی‌شود!
  • چند چالش: گفتیم که هدف قهرمان باید چالشی باشد تا تمامی استعدادها و ظرفیت‌های وجودی قهرمان را به چالش بکشد. خوب است که هدف قهرمان با سه تا پنج چالش (= مانع یا تنگنا) درگیر باشد.
  • چند راهکار: قهرمان قرار نیست پشت مانع‌ها به زانو درآید. او باید به یاری هوش و خرد و سخت‌کوشی خود بتواند از عهده‌ی چالش‌ها برآمده و آن‌ها را از سر راه خود بردارد. بنابراین باید برای هر چالش خود لااقل یک راهکار جست‌وجو کند.

داستانی که شما باید در گوش قهرمان درونتان بخوانید، همان “داستان آینده”تان است، داستانی که قهرمان آن خود شما هستید.